باورهای غلطی که در مورد تروريستها وجود دارد

با بررسی چکیده زندگینامه بیش از 400 تروریست عضو القاعده نتیجه گیری زیر حاصل شد.

باور غلط: منشاء تروریسم فقر است.

اکثریت مطلق تروریست هایی که به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته اند، متعلق به خانواده های متوسط بوده اند و رهبر جریان نیز از یک خانواده سطح بالا برخواسته بود. این حقیقتی است که در مورد بیشتر جریان های سیاسی از جمله جریان های تروریستی مصداق دارد و القاعده نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگرچه القاعده ادعا می کند که فعالیت هایش به خاطر برادران نیازمندش است، خود گروه ارتباط مشهودی با فقر ندارد.


باور غلط: تروریست ها مردان جوان ساده ای هستند.

واقعیت: متوسط سن کسانی که به گروه های تروریستی می پیوندند 26 سال است. آنان مردان بزرگسالی هستند که کاملاً مسئول کارهایشان می باشند. با این وجود، با توجه به افزایش اهمیت اینترنت که برای جوانان جذاب است، متوسط سن رو به کاهش است. آنها در اینترنت با داستان های غیر واقعی القاعده آشنا می شوند و همین داستان ها بعضی از آنها را به فعالیت و انجام عملیات برای القاعده تشویق می کند، حتی اگر هیچ گاه یک عضو فعال القاعده را ندیده باشند یا توسط القاعده مورد تعلیم قرار نگرفته باشند. طی دو سال گذشته، متوسط سن تروریست های مرتبط با القاعده به 22 کاهش پیدا کرده است.

باور غلط: مدرسه ها، مدارس مذهبی که نفرت از غرب را ترویج می دهند، جوانان مسلمانان را برای تروریست شدن شستشوی مغزی می دهند.

واقعیت: در تحقیق من، تنها 13 درصد از تروریست ها در این مدارس شرکت جسته اند، و این تنها خاص منطقۀ آسیای جنوب شرقی بود، جایی که دو استاد مدرسه، عبد الله سانگکار و ابوبکر بصیر ، از بهترین دانش آموزان برای تشکیل اساس "جامعه اسلامی"، وابستۀ اندونزیایی القاعده، استفاده کردند. این نشان می دهد که 87 درصد تروریست ها در این تحقیق، آموزش غیر دینی دیده بودند.

باور غلط: اسلام با دادن دید افراطی به جوانان مسلمانان آنان را تبدیل به تروریست می کند و خشونت را از کشورهای متبوعشان به غرب صادر می کند.

واقعیت: اکثریت قریب به اتفاق تروریست های القاعده در این تحقیق از خانواده هایی با باورهای مذهبی معتدل و یا غیر مذهبی برخاسته بودند. در حقیقت 84 درصد از آنها در غرب افراط گرا شدند تا در زادگاه خودشان. اکثریت آنها برای تحصیل به غرب آمده بودند و در آن زمان، برنامه تعیین شده ای برای تروریست شدن نداشتند. 8 درصد باقی مانده متشکل از مسیحیانی بود که به اسلام گرویده بودند و نمی توانستند تحت تأثیر فرهنگشان به سمت خشونت شستشوی مغزی بشوند.

باور غلط: تروریست های القاعده تحصیلات پایینی دارند و به دلیل جهالت به این گروه می پیوندند.

واقعیت: در حدود دو سوم موارد، تحصیلات کالج داشتند، یک تفاوت چشمگیر با تنها 10 درصدی از هم میهنانشان که وارد کالج شده اند. آنها بر خلاف تحصیلاتشان چیز زیادی راجع به مذهب نمی دانستند، اگرچه که بسیاری از آنان در رشته های مهندسی تحصیل کرده بودند که خطر آنها را دو برابر می کرد. آموزش های مذهبی اندک، آنها را مخصوصاً در برابر یک فرم افراط گرایانه از اسلام بدون دفاع کرده بود و آنها هم چنین از توانایی ساخت بمب نیز برخوردار بودند.

باور غلط: تروریست های انتحاری القاعده، مردان مجردی هستند که هیچ گونه مسئولیت خانوادگی ندارند.

واقعیت: بعضی معتقدند که کمبود روابط جنسی برای مردان جوان، سرخوردگی جنسی آنان را به منظور به دست آوردن نعمت های بهشتی، مخصوصاً وعده 72 حوری، تبدیل به عملیات انتحاری می کند. در حقیقت، سه چهارم تروریست های القاعده متاهل هستند و دو سوم آنها بچه دار می باشند (در حقیقت آنها بچه های زیادی هم دارند.) این تناقض آشکار این حقیقت را نشان می دهد که آنها بچه های زیادی می خواهند تا زمانی که خودشان جانشان را برای هدف و همرزمانشان فدا می کنند،فرزندانشان راه جهاد را ادامه دهند.


باور غلط: تروریست های القاعده از سر ناچاری به این گروه می پیوندند، زیرا توانایی دیگری برای عرضه به بازار کار ندارند.

واقعیت: حدود 60 درصد از تروریست های القاعده در این تحقیق، حرفه های تخصصی یا نیمه تخصصی دارند. البته این در حال تغییر است، زیرا نسل جدید تروریست ها جوان تر می شوند و در نتیجه نسبت به نسل قبل، تخصص های کمتری دارند.

باور غلط: تروریست های القاعده بزهکار هستند.

واقعیت: تعداد بسیار کمی از تروریست های القاعده سابقه دار هستند. هیچ کدام از 19 مجرم حملات تروریستی 11 سپتامبر در ایالات متحده، سابقه کیفری در هیچ کجای دنیا نداشتند. البته این وضع در حال تغییر است، مخصوصاً در اروپای غربی، جایی که القاعده از بین "طرد شده ها" یارگیری می کند و به کارهای خلاف جزیی و خرید و فروش مواد مخدر روی آورده تا بتواند از پس هزینه هایش بربیاید.

باور غلط: تروریست های القاعده مخصوصاً کسانی که خودشان را به کشتن می دهند واضحاً دیوانه هستند یا دچار اختلال شخصیت.

واقعیت: در این تحقیق، میزان اختلالات روانی تقریباً صفر بود. این امر البته مشخص است زیرا افرادی که اختلالات روانی دارند معمولاً به سرعت به دلایل امنیتی از تشکیلات زیرزمینی و مخفی حذف می شوند.

باور غلط: تروریست های القاعده توسط رهبران جذاب و پرکششی که در پی شکار قربانیان تنها و ضعیف هستند، جذب می شوند.

واقعیت: پیوستن به القاعده بیشتر از طریق دوستی و خویشاوندی صورت گرفته تا از طریق نیروهای استخدام کننده معتقد. در حدود 3/2 موارد این تحقیق، قبل از این که حتی به فکر پیوستن به یک گروه تروریستی بیفتند، با هم دوست بودند. آنها در یک گروه تبدیل به افراط گرا شدند و سپس دسته جمعی تصمیم گرفتند به القاعده بپیوندند. بهترین مثال در این زمینه گروه هامبورگ است که عملیات 11 سپتامبر را رهبری کردند. 8 دوست با هم تصمیم گرفتند که گرد هم جمع شوند و در دو گروه مختلف با هم به افغانستان سفر کردند. اولین گروه خلبان شدند و گروه دوم تبدیل به گروه حمایتی شدند. 5 نفر دیگر به دلیل خویشاوندی به آنها ملحق شدند. آنها بستگان نزدیک، پدر، برادر، و اقوام درجه یکی داشتند که عضو القاعده بودند. آنها به سادگی به خانواده شان پیوستند.

/ 10 نظر / 13 بازدید
حميد معبادي

سلام حقیقتاْ سوژه مناسبی را انتخاب کرده ايد . همچنين پرداخت شما به اين موضوع نيز خوب است. امروزه از تروريسم به عنوان مشکله ای جهانی ياد می شود که مبارزه با آن دشوار و پرهزينه است . با توجه به اینکه تروریسم یکی ار اتهاماتی که به کشورمان زده می شود اطلاع رسانی در این زمینه نیز ستودنی است .

فيروزی

همکار گرامی از حضور سبزتان متشکرم شما نیز وبلاگ پر باری دارید

حسين

سلام بهنام جان در مورد اينکه تروريست های القاعده بزهکار نيستند، خيلی برايم جالب بود. فکر نمی کردم که هیچ کدام از 19 مجرم حملات تروریستی 11 سپتامبر در ایالات متحده، سابقه کیفری در هیچ کجای دنیا نداشتند!!! به من هم سر بزن با معرفت!

مازیار

سلام وبلاگ پرمحتوایی دارید. به من هم سر بزنید خوشحال میشم یا حق

حميد معبادي

سلام دوست عزیز "جنگ رواني" وارد فاز جديدي شده است... جنگ افکار به روز شد.

سعيد

وبلاگ قشنگ و خوبی دارید. من وبلاگ شما رو تو لینکستان وبلاگم اضافه کردم. خوشحال میشم شما هم نظرتون رو راجع به وبلاگ من بدید

فرهنگ رسانه

به حول و قوه الهی و با تلاش همکاران عزیز ، اولین شماره فصلنامه فرهنگ رسانه در بهار ۱۳۸۶ منتشر شد موضوع اين شماره : جامعه ، فرهنگ و رسانه همراه با مطالب : - قصه آرش کمانگیر و شقایق عشق – ناصر بزرگمهر - جامعه ، رسانه و تبادل فرهنگی – گفتگو با دکتر محمد دادگران - نگاهی به فرهنگ و رسانه – دکتر باقر ساروخانی - کنش متقابل فرهنگ و رسانه – دکتر محمد صادق فربد - نقش مدیریت رسانه در متقاعد سازی مخاطب – گفتگو با دکتر علی اکبر فرهنگی - نقش فرهنگ سازمانی در مدیریت رسانه – دکتر علی گرانمایه پور - بررسی نگرش روزنامه نگاران در خصوص ارتباط متقابل فرهنگ و رسانه – پژوهش براي دريافت نشريه ، با ما تماس بگيريد

فرزاد غلامی

سلام اقای قلی زاده من دانشجوی سال سوم رشته ارتباطات دانشگاه تهران هستم وقصد دارم در رشته مدیریت رسانه ادامه تحصیل دهم ولی راجب این رشته هیچ اطلاعی ندازم.از شما خواهش می کنم راجع به این رشته اطلاعاتی را در اختیارم قرار دهید.البته برای این کار به دانشکده تون اومدم ولی متاسفانه نگهبان راهمون نداد.

kami

پس چرا منبع تحقیق را ذکر نمیکنید؟ فکر میکنید از نظر شرعی و اخلاق حرفه ای کار درستی باشد که نوشته دیگران را بدون ذکر منبع استفاده و چاپ کنید؟ از شما بعید است! من قبلا از دانشکده صدا و سیما در رشته مدیریت رسانه فارغ التحصیل شدم و الان در مونیتورینگ اخبار سیما مشغولم و می خواستم برخی منابع که برای پایان نامه تان مفید بود را معرفی کنم ،ولی پشیمان شدم