MEDIA MANAGEMENT

این وبلاگ در مورد مدیریت رسانه و علوم ارتباطات می باشد.
 
ما مديون شهيدان هستيم
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۳٠ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

بعد از اين که يکی از دانشجويان دانشکده هنگام عبور از خيابان با ماشين تصادف و فوت کرد آقايان تازه به فکرشان افتاده که ديگه اتوبوسها در آن طرف خيابان دانشجويان را پياده نکنند ؛ در دو طرف خيابان سرعت گير قرار دهند و چندين تابلو اعلام خطر بزرگ را نصب کنند تا ديگر از اين اتفاقات نيفتد.اينها نمونه ای از مشکلاتی است که دانشجويان اين دانشکده با آنها روبرو هستند البته بايد مشکلات مربوط به سايت اينترنتی ؛ کتابخانه ؛ وضعيت خوابگاه و بالاسری عدهای از پرسنل را بدان اضافه کرد هر چند که در کنار اين مسايل و مشکلات ؛ اين دانشکده امکانات و مزايای ديگری هم دارد که بی انصافی است که اين موضوع را يادآوری نکنم.ما دانشجويان کارشناسی ارشد مديريت رسانه چندين بار به مسئولان نامه نگاری کرديم که به دليل جديد بودن اين رشته و عدم وجود منابع و کتابهای کافی در مورد مديريت رسانه و به دليل محدود بودن تعداد کامپيوترهای متصل به اينترنت؛ يک مکان مخصوصی در اين مورد در اختيار اين دانشجويان قرار داده شود تا بتوانند در جهت ارتقای علمی خو و رشته جديدشان گامهای اساسی تری بردارند ولی جواب قانع کننده ای دريافت نکرديم.در مورد خوابگاه الان چندين ماه است که آسانسو خوابگاه خراب بوده و دانشجويان در رفت و آمد با مشکل مواجه اند ؛ مخصوصا ساکنان طبقات بالاتر . حتی تعداد ساکنان اطاقها بيشتر از حد معمول بوده و ساختمان از استحکام کافی برخوردار نيست و در صورت کوچکترين زمين لرزه احتمال تخريب ساختمان وجود دارد.ما در خوابگاه از محدود ترين امکانات ارتباطی برخورداريم ؛ تنها يک تلويزيون داريم  و به کامپيوتر و اينترنت اصلا دسترسی نداريم .با اين تفاصيل می خواستم اين را به عرض برسانم که ما در فرهنگ و جامعه ای بسر می بريم که پيشگيری و تدبير امور قبل از روی دادن ؛ از اصول ناشناخته است  و تا يک حادثه و اتفاق زيان بار و مخربی روی ندهد کسی به فکر اصلاح و تنظيم امور نخواهد بود مثلا اگر در صورت بروز زلزله با ريشتر پايين و تخريب خوابگاه و کشته شدن عده ای از دانشجويان ؛ بياييم و بر سرو صورت خود بزنيم که ما چرا اين ساختمان را تعويض نکرديم واقعا بی تعقلی است و وقتی يک حادثه ای اتفاق می افتد تازه ميگوييم که ای کاش اين کار را می کردم و ای کاش آن کار را نمی کردم بنابر اين ما مديون شهيدان هستيم که با خون خود مقداری رفاه و آسايش را برای ما به ارمغان آوردند و الا ما الان اين را هم نداشتيم.