سایت اختصاصی بهنام رضاقلی‌زاده

این وبلاگ در مورد مدیریت رسانه و علوم ارتباطات می باشد
 
وظايف مديريت رسانه (قسمت دوم)
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢۱ : توسط : بهنام رضاقلی زاده
  •  مدیر رسانه باید فرصتها و تهدید ها را شناسایی کند و نقاط ضعف و قوت سازمان را تشخیص دهد و در نهایت بین فرصتها و تهدید ها  و ضعف و توانا ییهای موجود نوعی انطباق به وجود آورد . به تعبیر دیگر مدیریت هوشمند رسان باید مبانی فرهنگی ، خواسته ها و نیاز های شهروندان خود را خوب تشخیص دهد و بعد به گونه ای برنامه ریزی و برنامه سازی کند که به صورت غیر مستقیم تغییرات مورد نظر محقق شوند.

  •   اگر یک مدیر رسانه دچار جبر گرایی فن آورانه نشده باشد باید برای اداره یک رسانه از " مهندسی اجتماعی " استفاده کند. مهندسی اجتماعی در سه مرحله انجام می شود که عبارتند از : ابتدا طراحی می کند بعد برنامه ریزی و نهایتاً سازماندهی. ولی اگر چنین مدیری معتقد به جبر فن آوری باشد در این شرایط مخاطبان باید به آن حد از شعور و آگاهی برسند که خود را با فرهنگی که می آید همسان کنند.

  •    مدیر رسانه باید فردی نو آور باشد و به اقدامات مبتکرانه دست بزند. نوآوری به این معنا نیست که هر هفته و هر ماه برنامه ای جدید درست کند بلکه به این معناست که رسانه با در نظر گرفتن کلیه عوامل و شاخص ها ، جاذبه هایی جدید به وجود آورد و طرحی نو ایجاد کند و باز خورد آن را نیز ببیند. مدیری که خلاقیت دارد می تواند محیط نامساعد را به محیطی مطلوب و مساعد تبدیل کند و این یعنی دگرگونی و تحول لازمه مدیریت کارا و اثر بخش است.

  •    مدیریت رسانه باید با ورود تکنولوژی جدید به جامعه ، زمینه فرهنگی آن را نیز فراهم کند و فرهنگ عمومی جامعه را با فرهنگ فن آوریهای جدید منطبق سازد وگرنه با تاخر فرهنگی روبه رو می شویم که باعث ایجاد تضادها و صدمات جبران نا پذیری می شود. بنابراین چنین مدیری باید با تحولات و فرایند ها چه از نظر سخت افزاری و چه از نظر نرم افزاری تعامل داشته باشد.

  •  از آنجائیکه امروزه اقتصاد جهانی ، اقتصاد اطلاعات است و ارتباط تنگاتنگی با رسانه ها دارد و با توجه به اینکه کیفیت بهره برداری و توان رقابت از فرایند های مسلط اقتصاد جهانی است بنابراین مدیران رسانه باید برنامه را به موقع تولید و ارائه کنند و خود را در پیچ و خم دیوان سالاری گرفتار نسازند ، باید اطلاعات را به روز کنند تا توجه به برنامه ها برای مخاطب به صورت یک عادت در آید.