MEDIA MANAGEMENT

این وبلاگ در مورد مدیریت رسانه و علوم ارتباطات می باشد.
 
رقابت رسانه ای
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٧ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

یکی از ویژگیهای ساختار حکومتی کشورهای جهان سوم انحصاری بودن رسانه در دست ایدئولوژی حاکم است که از آن انتظار بازتولید ایدئولوژی به نفع حاکمیت را دارند.این رسانه ها بلندگوی قدرت سیاسی هستند که مخاطبان اهمیت چندانی ندارند و ایدئولوژی حاکم بر آن رسانه و انتظارات حزبی مهمتر از مخاطبان هستند و به هیچ وجه توان رقابت با رسانه های دیگر را ندارند. در چنین رسانه هایی به مونولوگ و تک گویی اهمیت داده می شود و جانبداری از یک عقیده و تفکر را رواج می دهند. اما در یک فضای باز رسانه ها می توانند آزادانه فعالیت کنند و مبنای کار ، نیازها و علایق مخاطبان است و مدیریت رسانه سعی در همگامی با میل و علاقه مخاطبان را دارد واین باعث می شود که تبلیغات و آگهیهای بازرگانی به سمت چنین رسانه ای جذب شوند و چنین رسانه هایی هستند که قدرت رقابت را پیدا می کنند.

رسانه های ایدئولوژیک جهان سوم بکارگیری مدیران مورد اعتماد را وظیفه خود می دانند و این افراد معمولاً از هم حزبان هم هستند و در واقع علایق حزبی جانشین تخصص رسانه ای می شود و این عامل باعث می شود در دنیایی که فن آوری به شدت پیشرفت کرده و در عرصه جهانی رسانه های قدرتمند و رقیب به وجود آمده و ظاهر شده اند چنین رسانه هایی بیش از پیش آسیب پذیرتر و منزوی تر می شوند. مدیر عامل BBC در آغاز سال 1992 در جمع کارکنان رادیو گفت:"رادیو BBC به دلیل حمایت از دولت بریتانیا بخش عمده ای از مخاطبان خود را در بیرون از مرزها از دست داده است و شما وظیفه دارید از این پس جنبه های دیگر خبر را مد نظر قرار دهید چون ما از نظر مالی در حال سقوط هستیم ، به ما آگهی نمی دهند و مخاطبان ما کاهش یافته اند. اگر شما بی طرف باشید همه به ما گوش می دهند".

یکی از شاخص های کشورهای پیشرفته در قدرت ارتباطی آنهاست که آنچه روی میدهد بلافاصله منعکس می شود و این مسئله یکی از عوامل مهم در عرصه رقابت رسانه ای به شمار می آید.

رقابت واقعی زمانی میسر است که مدیریت مراکز رسانه ای کاملاً منفک از هم باشند و به صورت تخصصی کار کنند مدیریت رسانه اگر رقابتی شود جلب مخاطبان مقوله ای مهم می شود و همه کارکنان احساس مسئولیت می کنند این کارکنان به افرادی تبدیل می شوند که همیشه در حال تفکر برای پیشرفت رسانه هستند تا مخاطب بیشتری جلب کنند . اگر رقابت نباشد انگیزه ای هم وجود نخواهد داشت مثلاً در یک رسانه دولتی ، خبرنگار انگیزه ای برای گرفتن خبر و به خطر انداختن خود را ندارد چرا که حقوقش را به صورت ثابت دریافت می کند و در چنین رسانه هایی افراد به شخصیتهایی عافیت طلب  تبدیل می شوند. در گوشه ماندن  ، ریسک نکردن ، وارد صحنه نشدن و در نتیجه تبدیل شدن رسانه به رسانه ای مصرف کننده و محافظه کار از ویژگیهای چنین رسانه هایی است .

در مبحث رقابت رسانه ای توجه به خواسته ها و نیازهای مخاطبان اهمیت فراوانی دارد.اگر ما به نیازهای مخاطبان توجهی نکنیم قطعاً دیگرانی هستند که مخاطبان از اندیشه ها و نظرات آنان بهره می گیرند این امر به آن معنا نیست که آنها با اندیشه ای خاص به دنبال راه اندازی رسانه ای برای داخل جامعه ما هستند بلکه از آنجائیکه ما خود را عقب کشیده و میدان را برای آنها خالی کرده ایم رقبای بسیار قویتر ما با سرمایه ، تخصص و بی پروایی ارزشی و اخلاقی بسیار بازتری وارد میدان رقابت می شوند و در جذب مخاطبان می کوشند و ما نیز خود را مجبور کرده ایم که برای رقابت با چنین رسانه هایی از طریق برخورد حذفی و یا انگ زدن اقدام کنیم.

ما باید به این مسئله واقف باشیم که در دنیای کنونی با وجود رقابت بسیار شدید رسانه ها ، مسئله سانسور و نظریه دروازه بانی خبر شکست خورده است . سانسور در دنیای امروز ندادن اطلاعات نیست بلکه بمباران اطلاعات است. به ما آنقدر اطلاعات می دهند که ما نمی توانیم تحلیل و انتخاب کرده و تصمیم بگیریم. ما در شرایطی به سر می بریم که حتی اگر موفق شویم تمام درب های جهان را به روی خود ببندیم فرجامی جز ایزوله شدن نخواهیم داشت و اگر تمام دروازه های عالم را به روی خود باز گشاییم در نتیجه استحاله شدنمان قطعی است و بعد از مدتی از پا در می آییم پس در این میان تنها چاره ما تولید قوی فرهنگی است.

در رقابت رسانه ای مسئله این نیست که ما چقدر پوشش رسانه ای داریم مثلاً اگر پوشش گسترده ای داشته باشیم بگوییم که برنده میدان رقابت هستیم بلکه مسئله این است که مردم چقدر خود را در معرض پیامهای رسانه ای قرار می دهند، تاثیر می پذیرند و به رسانه اعتماد دارند.