سایت اختصاصی بهنام رضاقلی‌زاده

این وبلاگ در مورد مدیریت رسانه و علوم ارتباطات می باشد
 
ظهور هوش هيجانی
ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱٤ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

در اندازه گیری هوش افراد، "هوش اجتماعی" بر "هوش كتابی" برتری یافت.

با فکر کردن به باهوشترین افرادی که می شناسید احتمالا چند خصیصه بارزشان را به خاطر می آورید: به احتمال زیاد اين افراد با كمترين تلاش، بالاترين نمره ها را در مدرسه می گرفتند. آنها شغل های خوبی دارند ولی در ارتباط با همكارانشان موفق نيستند. و با اينكه دوستان زیادی دارند، ولی روابط جدی شخصی شان اندک است.

حالا به چند نفر از موفق ترين افراد در زندگی تان فکر کنید و به خصيصه های مشتركی كه آنها با یکدیگر دارند. بی شک، دايره دوستان اين افراد بزرگ و متنوع است. ارتباطات شخصی شان قوی و زندگی خانوادگی شان مملو از افتخار و كاميابی است. آنها نسبت به ديگران، حتی نسبت به كسانی كه تازه ملاقات می كنند، علاقه نشان می دهند. آنها رضايت بيشتری از شغل خود دارند، احترام همسالانشان را برمی انگيزند و به خاطر خوب انجام دادن مسئوليت شغليشان، از سرپرست خود امتياز و ترفيع می گيرند. آنها عواطفشان بدون ریاکاری، احساساتشان بدون نخوت، و اعتماد به نفسشان عاری از هر خودنمایی است.

تفاوت بين اين دو گروه، تفاوت میزان IQ يا ضریب هوشی و چيزی است كه EI يا هوش هيجانی ناميده می شود. هوش هيجانی شيوه ای پذيرفته شده برای ارزيابی موفقيت يك فرد است؛ شیوه ای كه امروزه در آمریکا رو به گسترش است.

هوش هيجانی EI
به طور خلاصه بايد گفت كه تفاوت بین معلومات كتابی و مهارت در زندگی روزمره و ارتباطات افراد، در واقع همان تفاوت بين IQ يا ضریب هوشی و EI يا هوش هيجانی آنهاست. از اواسط سال های 1980 مطالعات روزافزونی در اين مورد انجام می شود كه هيجانات ما، و واكنش بعدی ما نسبت به آنها، چه مقدار در سلامت عمومی و موفقيت ما در زندگی نقش دارند، و به خصوص در سالهای اخیر اين مطالعات به شدت مورد توجه قرار گرفته است. در واقع، مطالعات وسيعی انجام شده تا نشان دهد ضریب هوشی بالا به تنهايی لازمه موفقيت نيست.

دكتر ريچارد بوياتسيز، استاد دانشكده مديريت ودرهد (Weatherhead) در دانشگاه كيس وسترن ريزرو (Case Western Reserve) در كليولند، هوش هيجانی را مجموعه ای از شايستگی ها و توانايی هايی می داند كه ما را قادر می سازد تا " كنترل خود را به دست گيريم و در مورد ديگران نيز آگاه باشيم" . به بيان ساده، هوش هيجانی استفاده هوشمندانه از هيجانات است، و در زمينه حرفه ای به این معناست كه احساسات و ارزش های خود را ناديده نگيريم و تاثیرشان را بر رفتارمان بشناسيم.

دكتر بوياتسيز می گويد كه برای پی بردن به شدت ميزان هوش هيجاني، بايد توجه كنيم كه چقدر "نسبت به ديگران دلسوز و حساس هستيم، و هميشه در نظر داشته باشيم كه بالاترين درجه همدلی، درك کردن افرادی است كه مثل شما نيستند."

ضریب هوشی ما حتی با روند بلوغ مان نسبتا ثابت می ماند، ولی هوش هيجانی می تواند قوی تر شود. دكتر بوياتسيز می گويد، "بسياری از مديران و رؤسا به آن چيزی که می دانند بهتر است عمل نمی کنند، و به اين علت شكست می خورند. وی همچنين اضافه می كند، "با اينكه برای كودكان، در آن سنين، قوی تر كردن هوش هيجانی كار ساده تری است"، حتی بزرگسالان هم می توانند هوش هيجانی را در خود بپرورانند. به عنوان يك بزرگسال، شكوفا كردن توانايی های شناختی مشكل است، اما شما در هر سن و هر مرحله ای از زندگی می توانيد هوش هيجانی خود را پرورش دهيد."
كوهن می گويد در يادگيری مهارت های اجتماعی "مشكل اغلب افراد، كنترل هيجانات به طور موثر است." و همانطور كه دكتر بوياتسيز اشاره می كند ناديده گرفتن هيجاناتمان می تواند اثر نامطلوبی بر تندرستي، شادی و سلامت عمومی ما بگذارد؛ بدون اينكه میزان هوش یا سواد ما مهم باشد. خوشبختانه ارتباطات اجتماعی در هر سنی قابل اصلاح است. كوهن می گويد، "حتی من هم گاهی مرتكب خطا می شوم و بايد برای برقرای بهتر ارتباط با ديگران خودم را اصلاح كنم."