سایت اختصاصی بهنام رضاقلی‌زاده

این وبلاگ در مورد مدیریت رسانه و علوم ارتباطات می باشد
 
باورهای غلطی که در مورد تروريستها وجود دارد
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢٦ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

با بررسی چکیده زندگینامه بیش از 400 تروریست عضو القاعده نتیجه گیری زیر حاصل شد.

باور غلط: منشاء تروریسم فقر است.

اکثریت مطلق تروریست هایی که به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته اند، متعلق به خانواده های متوسط بوده اند و رهبر جریان نیز از یک خانواده سطح بالا برخواسته بود. این حقیقتی است که در مورد بیشتر جریان های سیاسی از جمله جریان های تروریستی مصداق دارد و القاعده نیز از این قاعده مستثنی نیست. اگرچه القاعده ادعا می کند که فعالیت هایش به خاطر برادران نیازمندش است، خود گروه ارتباط مشهودی با فقر ندارد.


باور غلط: تروریست ها مردان جوان ساده ای هستند.

واقعیت: متوسط سن کسانی که به گروه های تروریستی می پیوندند 26 سال است. آنان مردان بزرگسالی هستند که کاملاً مسئول کارهایشان می باشند. با این وجود، با توجه به افزایش اهمیت اینترنت که برای جوانان جذاب است، متوسط سن رو به کاهش است. آنها در اینترنت با داستان های غیر واقعی القاعده آشنا می شوند و همین داستان ها بعضی از آنها را به فعالیت و انجام عملیات برای القاعده تشویق می کند، حتی اگر هیچ گاه یک عضو فعال القاعده را ندیده باشند یا توسط القاعده مورد تعلیم قرار نگرفته باشند. طی دو سال گذشته، متوسط سن تروریست های مرتبط با القاعده به 22 کاهش پیدا کرده است.

باور غلط: مدرسه ها، مدارس مذهبی که نفرت از غرب را ترویج می دهند، جوانان مسلمانان را برای تروریست شدن شستشوی مغزی می دهند.

واقعیت: در تحقیق من، تنها 13 درصد از تروریست ها در این مدارس شرکت جسته اند، و این تنها خاص منطقۀ آسیای جنوب شرقی بود، جایی که دو استاد مدرسه، عبد الله سانگکار و ابوبکر بصیر ، از بهترین دانش آموزان برای تشکیل اساس "جامعه اسلامی"، وابستۀ اندونزیایی القاعده، استفاده کردند. این نشان می دهد که 87 درصد تروریست ها در این تحقیق، آموزش غیر دینی دیده بودند.

باور غلط: اسلام با دادن دید افراطی به جوانان مسلمانان آنان را تبدیل به تروریست می کند و خشونت را از کشورهای متبوعشان به غرب صادر می کند.

واقعیت: اکثریت قریب به اتفاق تروریست های القاعده در این تحقیق از خانواده هایی با باورهای مذهبی معتدل و یا غیر مذهبی برخاسته بودند. در حقیقت 84 درصد از آنها در غرب افراط گرا شدند تا در زادگاه خودشان. اکثریت آنها برای تحصیل به غرب آمده بودند و در آن زمان، برنامه تعیین شده ای برای تروریست شدن نداشتند. 8 درصد باقی مانده متشکل از مسیحیانی بود که به اسلام گرویده بودند و نمی توانستند تحت تأثیر فرهنگشان به سمت خشونت شستشوی مغزی بشوند.

باور غلط: تروریست های القاعده تحصیلات پایینی دارند و به دلیل جهالت به این گروه می پیوندند.

واقعیت: در حدود دو سوم موارد، تحصیلات کالج داشتند، یک تفاوت چشمگیر با تنها 10 درصدی از هم میهنانشان که وارد کالج شده اند. آنها بر خلاف تحصیلاتشان چیز زیادی راجع به مذهب نمی دانستند، اگرچه که بسیاری از آنان در رشته های مهندسی تحصیل کرده بودند که خطر آنها را دو برابر می کرد. آموزش های مذهبی اندک، آنها را مخصوصاً در برابر یک فرم افراط گرایانه از اسلام بدون دفاع کرده بود و آنها هم چنین از توانایی ساخت بمب نیز برخوردار بودند.

باور غلط: تروریست های انتحاری القاعده، مردان مجردی هستند که هیچ گونه مسئولیت خانوادگی ندارند.

واقعیت: بعضی معتقدند که کمبود روابط جنسی برای مردان جوان، سرخوردگی جنسی آنان را به منظور به دست آوردن نعمت های بهشتی، مخصوصاً وعده 72 حوری، تبدیل به عملیات انتحاری می کند. در حقیقت، سه چهارم تروریست های القاعده متاهل هستند و دو سوم آنها بچه دار می باشند (در حقیقت آنها بچه های زیادی هم دارند.) این تناقض آشکار این حقیقت را نشان می دهد که آنها بچه های زیادی می خواهند تا زمانی که خودشان جانشان را برای هدف و همرزمانشان فدا می کنند،فرزندانشان راه جهاد را ادامه دهند.


باور غلط: تروریست های القاعده از سر ناچاری به این گروه می پیوندند، زیرا توانایی دیگری برای عرضه به بازار کار ندارند.

واقعیت: حدود 60 درصد از تروریست های القاعده در این تحقیق، حرفه های تخصصی یا نیمه تخصصی دارند. البته این در حال تغییر است، زیرا نسل جدید تروریست ها جوان تر می شوند و در نتیجه نسبت به نسل قبل، تخصص های کمتری دارند.

باور غلط: تروریست های القاعده بزهکار هستند.

واقعیت: تعداد بسیار کمی از تروریست های القاعده سابقه دار هستند. هیچ کدام از 19 مجرم حملات تروریستی 11 سپتامبر در ایالات متحده، سابقه کیفری در هیچ کجای دنیا نداشتند. البته این وضع در حال تغییر است، مخصوصاً در اروپای غربی، جایی که القاعده از بین "طرد شده ها" یارگیری می کند و به کارهای خلاف جزیی و خرید و فروش مواد مخدر روی آورده تا بتواند از پس هزینه هایش بربیاید.

باور غلط: تروریست های القاعده مخصوصاً کسانی که خودشان را به کشتن می دهند واضحاً دیوانه هستند یا دچار اختلال شخصیت.

واقعیت: در این تحقیق، میزان اختلالات روانی تقریباً صفر بود. این امر البته مشخص است زیرا افرادی که اختلالات روانی دارند معمولاً به سرعت به دلایل امنیتی از تشکیلات زیرزمینی و مخفی حذف می شوند.

باور غلط: تروریست های القاعده توسط رهبران جذاب و پرکششی که در پی شکار قربانیان تنها و ضعیف هستند، جذب می شوند.

واقعیت: پیوستن به القاعده بیشتر از طریق دوستی و خویشاوندی صورت گرفته تا از طریق نیروهای استخدام کننده معتقد. در حدود 3/2 موارد این تحقیق، قبل از این که حتی به فکر پیوستن به یک گروه تروریستی بیفتند، با هم دوست بودند. آنها در یک گروه تبدیل به افراط گرا شدند و سپس دسته جمعی تصمیم گرفتند به القاعده بپیوندند. بهترین مثال در این زمینه گروه هامبورگ است که عملیات 11 سپتامبر را رهبری کردند. 8 دوست با هم تصمیم گرفتند که گرد هم جمع شوند و در دو گروه مختلف با هم به افغانستان سفر کردند. اولین گروه خلبان شدند و گروه دوم تبدیل به گروه حمایتی شدند. 5 نفر دیگر به دلیل خویشاوندی به آنها ملحق شدند. آنها بستگان نزدیک، پدر، برادر، و اقوام درجه یکی داشتند که عضو القاعده بودند. آنها به سادگی به خانواده شان پیوستند.


 
اضافه بار اطلاعاتي در عصر جهانی شدن
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱٠ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

تکنولوژی نحوه کسب خبر از سوی مردم را به کل دگرگون کرده است. با توجه به حضور اينترنت، متن های مخابره ای، سيستم خبررسانی سفارشی، و 200 شکبه تلويزيونی کارتی، اخبار و اطلاعات راجع به اوضاع دنيا هيچ گاه تا به اين حد در دسترس – و درهم و برهم – نبوده است. اما اين موجب ميشود که ما بيشتر اطلاع پيدا کنيم يا کمتر؟

در گذشته، اطلاعات يک گنجينه مقدس و کمياب به شمار ميرفت، و به دست آوردن اطلاعاتِ بيشتر يک حسن محسوب ميشد. امروزه، ما در عصری زندگی ميکنيم که در آن سيل اطلاعات از هر طرف به سمت ما سرازير ميشود، عصری که در آن اطلاعات باارزش با اطلاعات بی ارزش، اطلاعات نافع با اطلاعات بی مصرف، و اطلاعات موثق با اطلاعات مبتذل در هم ميآميزد. منابع اطلاع رسانی بسيار چشمگير شده اند: شبکه های ماهواره ای، برنامه های خبری محلی و بين المللی، روزنامه ها و مجلات عمومی و تخصصی، و خبرنامه هايی که هر روز منتشر ميشوند. و بعد هم اينترنت، که حجم آن هر سال دو برابر ميشود. چگونه ميشود با اين سيل اطلاعات مقابله کرد؟ در مورد اطلاعات، آيا " بيشتر" اطلاع داشتن به معنی " بهتر" اطلاع داشتن است؟


در بحبوحه اين انفجار اطلاعات پخش و پراکنده – اطلاعاتی که گاهی ممکن است بی پايه و اساس باشند، مبهم، غيردقيق، بی اهميت، يا صرفا" نامربوط باشند – مردم بيش از آن که قادر باشند از اين اطلاعات به نفع خود استفاده کنند، خود را در زندان آن ها اسير ميبينند.

خوشبختانه، وسايلی وجود دارند که ما را در بازيابی اطلاعات دلخواه ياری ميکنند، وسايلی از جمله سرويس های " خبررسانی فوری "  که اخبار سفارشی را به آدرس اينترنتی، تلفن همراه، يا وسايل ديجيتالی شخصی شما ارسال ميکنند. کاربران به کمک خدمات خبررسانی فوری، که اکثر خبرگزاری های بزرگ ارائه ميکنند، عناوين اخبار مورد علاقه خود را مشخص کرده، به اين وسيله و با بی نياز شدن از دريافت اخبار از طريق پرسه گردی در اينترنت، روند گردآوری اخبار خود را کارآمدتر ميکنند.

برای کارشناسان و روزنامه نگاران، خدمات گسترده تری وجود دارد از جمله سيستم های اصولا" اينترنتی پيگيری و کنترل اخبار، که اخبار را از منابع مختلف گردآوری کرده و آن ها را از طريق آدرس های اينترنتی ارسال ميکنند. " خبررسانی فوری گوگل "  نمونه ای از اين سرويس ها است: اين سرويس با جست وجو در 4500 منبع خبری به طور شبانه روزی، نشانی مقالاتی را که با عناوين تعيين شده توسط شما مطابقت دارند برای شما ارسال ميکند. بنابراين، اگر شما اخباری را درخواست کرده باشيد که شامل کلمات " آموزش مجازي" يا " آموزش از راه دور" باشند، نشانی تازه ترين اخبار در اين زمينه را به محض آن که در دسترس قرار گيرند دريافت خواهيد کرد. سرويس های مشابه ديگری هم وجود دارند، از جمله " سی بی اس مارکت واچ " ، " سايبر الرت " ، " هوورز" ، " دايالئگ نيوز اج " ، " فکتيوا " ، " لکسيس نکسيس " ، و " پرسنال نيوز".


در ماه های اخير، وبلاگ ها و وبلاگ نويسان حجم قابل توجهی از دنيای اطلاعات را به خود اختصاص داده، و اکنون چنان اعتبار – و حتی تاثيری – پيدا کرده اند که رسانه ها، و مراجع اقتصادی، تجاری، و سياسی مجبور شده اند آن ها را به رسميت بشناسند. اطلاعات سريع، بی پرده، و اغلب بحث انگيزی که در وبلاگ ها پخش ميشوند تحت نظر قرار گرفته، تجزيه و تحليل شده، و حتی به تمسخر گرفته ميشوند، اما هيچ وقت کلا" ناديده گرفته نميشوند.


 
عید نوروز و سال نو مبارک
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱/٢ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

           با آرزوی سالی پر از خیر و برکت و شادمانی برای همه

کسی که همه کس و کارش خداست .

 کسی که برای خدا نامه می نویسد .

 کسی که با خدا غذا می خورد .

کسی که با خدا قدم می زند .

کسی که با خدا فکر می کند و با خداش هست .

کسی که با خدا می خندد و اشک هاش پیش محضرش جاریست

کسی که می گوید عشق را دوست دارم چون بوی خدا را دارد

و کسی که هر روزش خدایی است :

 

او نماینده خدا بر روی زمین است . او به راستی اشرف مخلوقات است و خدا به او بیش از بقیه عشق

 می روزد ! خدا رحیم بودنش را بر او تمام می کند ! امروز به راستی بر سر او از آسمان طلای محبت و

 

 توجه و عشق خدا می ریزد !  سینه ای که عشق به خدا دارد باید از کینه پاک شود ! دلی که عشق به خدا داشته باشد باید هر لحظه عاشق باشد ! چشمانی که مال خداست خشم و اخم ندارد. لبی که

 

 مال بنده و عبد خداست زشتی نمی گوید ! دستانی که از آن فرستاده خداست از صبح به عشق و عشق

 

 بازی و محبت و تکثیر زیبایی مشغول است .پاهایی که مال اشرف مخلوقات است جز به حق و جز به

 

 عشق و جز به موفقیت قدم از قدم بر نمی دارد. ذهنی که از آن خداست زیبا اندیش است زیرا

 

 همنشین و معشوقی خاص دارد !