سایت اختصاصی بهنام رضاقلی‌زاده

این وبلاگ در مورد مدیریت رسانه و علوم ارتباطات می باشد
 
زبان و جايگاه آذربايجان
ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٦ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

من فردی نیستم که بخواهم تمام مسائل و مشکلات کنونی مردم و کشور خود را کنار گذاشته و درباره تاریخ و جنگ عرب و عجم و یا ترک و فارس صحبت کنم. ولی در پاره ای از وبلاگها و سایتها درباره زبان و تاریخ آذربایجان به مطالبی بر خوردم که از روی غرض و تعصب نگاشته می شوند من نیز وظیفه خود می دانم تا در این موارد سخن گفته و مطالبی را بیاورم.

زبان مردم آذربایجان از هزاره های قبل از میلاد زبان ترکی بوده است. زبان ترکی دارای تاریخ بیش از هفت هزار ساله در جهان است که دارای گویشهای مختلف آذری ، استانبولی، ترکمنی ، ازبکی ، یاقوتی ، چاووشی ، اویغوری، چینی ، قرقیزی ، آلبانیایی ، بلغارستانی، قزاقی و ... می باشد. آنها از شرق آسیا تا اروپا و حتی آمریکا گسترانیده شده اند و مجموعاْ ۳۶۰ میلیون نفر از جمعیت دنیا را تشکیل می دهندکه بعد از زبانهای چینی ، هندی ، انگلیسی و اسپانیایی و بالاتر از زبانهای عربی و فارسی به عنوان پنجمین جمعیت دنیا محسوب می شوند. در جهان اسلام نيز زبان تركي با 300 ميليون نفر متكلم ، بيشترين تعداد را دارد و حتي بالاتر از زبان عربي قرار دارد. بعد از زبان تركي ، زبانهاي عربي ، اردو و فارسي بيشترين تعداد مسلمانان را تشكيل مي دهند.

 زبان غالب ، زباني است كه توانمند بوده و زبان ديگر را تحت سيطره خود درآورده است ، طوريكه گاهي زبان مغلوب به گويشي از زبان غالب تعبير مي شود ، مانند زبان فارسي كه بنا به آخرين نتائج علمي و تحقيقاتي سازمان يونسكو بعنوان 33 مين گويش زبان عربي معرفي شد و بصورت زباني مستقل پذيرفته نشد. پس چطور ممکن است که ما زبان ترکی را شعبه ای از زبان فارسی بدانیم.

زبان تركي بعنوان كهنترين زبان دنيا با متكلماني كه شرق و غرب عالم را تحت حاكميت خود درآورده بودند ، جا پائي در تمام زبانهاي دنيا دارد. شايد زباني وجود نداشته باشد كه تحت تأثير اين زبان قرار نگرفته باشد. البته اين تأثير در كنار گستردگي جمعيتي و وسعتي حكومت تركان ، ناشي از توانمندي و زيبائي و قانونمندي زبان تركي نيز بوده است. براي بررسي ميزان تأثيرگذاري زبان تركي بر زبانهاي صاحب نام جهان كافيست به گزارش سال 2002 مؤسسه A.M.T تحت مديريت برجسته ترين زبانشناسان اروپا و آمريكا نظري داشته باشيم. طبق اين گزارش: 20% واژگان انگليسي ، 40% واژگان ايتاليائي ، 17% واژگان آلماني و 10% از واژگان فرانسوي از زبان تركي گرفته شده اند. زباني كه بتواند در آنسوي عالم چنين نفوذي در زبانهاي غير همنوع (تركي از زبانهاي اورال ـ آلتاي و زبانهاي مذكور از زبانهاي هند ـ اروپائي) داشته باشد ، بي ترديد تأثير عظيمي روي زبان همسايه خود ، پارسي ، خواهد داشت. دو قوم همسايه مانند ترك و فارس كه صدها سال باهم زندگي كرده و در كنار هم بوده اند و با هم وصلت نموده اند ، از لحاظ فرهنگي و اجتماعي روي هم تأثير نزديك و متقابل داشته اند و اين تأثير متقابل فرهنگ ها اجتناب ناپذير مي باشد. از جمله اين تأثيرات ، مي توان به تأثير فرهنگ ، آداب و رسوم ، اصطلاحات ، مثلها ، متلها ، داستانها ، لغات و حتي قيافه اشاره داشت كه اكثراً با ازدواجها وارد فرهنگ ديگر مي شود. در حدود يك پنجم لغات زبان فارسي را نيز لغات تركي تشكيل مي دهند.

زبان تركي اكنون در تمام جهان جاي خود را پيدا كرده است و بعنوان كاملترين زبان در بسياري از صنايع پيشرفته جا پا باز كرده است. مثلاً پيچيده ترين سيستم عامل كامپيوتري OS 2/8 و windows زبان تركي را بعنوان پايه فونتيكي قرار داده اند ، يا اينكه تمام اطلاعات ارسالي از رادارهاي جهان به سه زبان انگليسي ، فرانسوي و تركي علايم پخش مي كند. كليه سيستمهاي اويونيكي و الكترونيكي هواپيماهاي تجاري از سال 1996 به اينطرف به سه زبان انگليسي ، فرانسوي ، تركي در كارخانه بوئينگ آمريكا مجهز مي شوند. كليه سيستمهاي جنگنده قرن يعني «جي.اس.اف» به دو زبان انگليسي و تركي در 7000 فروند در حال ساخت است.

بنابراین از تمام کسانی که کورکورانه می خواهند فرهنگ و تمدن قومی را زیر سوال برند و دیگر اقوام را تحت سلطه خود قلمداد کنند خواهش میکنم که واقعیتها را فقط از یک منظر نگاه نکنند چرا که این نگاه، دیدی نیست که بتوان به آن استناد کرد.

منبع

میانه-محمد صارق نائبی-انتشارات جهان جام جم-۱۳۸۴

و یا سایتhttp://miyaneh.com/mardom/zaban.php


 
بحث تولد و رسالت زرتشت
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٠ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

در مورد محل تولد و رسالت زرتشت در کلاس روش تحقيق مباحثی مطرح شد که در نهایت به اتفاق نظر قطعی منجر نشد و اینک اینجانب خواهم كوشيد با ذکرتعدادی از منابع و توضيح در اين باره كه زرتشت نه هند و اروپايي بلكه آذربايجاني است ، به اين شبهات پاسخ گويم.

پژوهشهای "و.ب هنینگ" نشان می دهد که زرتشت در سالهای 553-630 و یا در 551-628 و یا در 541-618 قبل از میلاد زندگی می کرده است. محققانی چون "کریستین سن" و"پورداود" و "جلا الدین آشتیانی " زمان زندگی زرتشت را تا سالهای 1700 قبل از میلاد پیش می برند. ولی قابل ذکر است که نطفه های اولیه زرتشتیگری از 2-3 هزار سال پیش از میلاد در پادشاهی و امارات کوچک ماد مرکزی و آذربایجان آن عهد پدید آمده است و سپس در طول اعصار به تدریج شکل گرفته است.

اگر چه درباره قلمرو تبلیغ و محل وفات زرتشت تا اندازه ای اختلاف نظر میان محققان وجود دارد لیکن درباره زادگاه او این اختلاف اندک است و حتی می توان گفت که مورخان در این خصوص به تقریب متفق الرای می باشند. محققان زادگاه زرتشت را ارومیه ، شیز، مغان - ساوالان و یا ری دانسته اند، همه این نواحی در آن عهد جزو قلمرو ماد( نواحي آذربايجان ، اردبیل ِ همدان ، زنجان ، قزوين ، قم ، كاشان و اراك كنوني) بود."پلینیوس" مورخ رومی که در سالهای 23-79 میلادی می زیسته  زرتشت را از اهالی ماد دانسته ، از میان علمای اسلامی " ابن خردادبه" ،"بلاذی"،"ابن فقیه" و"یاقوت حموی" شهر ارومیه را زادگاه زرتشت می دانند حتی در نزدیکی ارومیه در روستایی به نام " امبه" قبری وجود دارد که اهالی محل آن را مزار مادر زرتشت می دانند. برخی از علمای تاریخ نگار نیز شهر شیز (تخت سلیمان کنونی که در دوران سلوكيان ، اشكانيان و ساسانيان پايتخت آتروپاتن بوده و آتشکده آذر گشنسب نیز در آنجا واقع بوده است) را زادگاه زرتشت می دانسته اند.برخی از محققان فارس معتقدند که زرتشت در اواسط قرن هفتم قبل از میلاد در حوالی در یاچه ارومیه و در خانواده "اسپیتامه" دیده به جهان گشوده است.پدر وی " پوروش اسپه " و مادرش "دوغدو" دختر " فراهیم رو " بود.طبق این نظریه زرتشت در حوالی 20-15 سالگی گوشه نشینی اختیار کرده و به تفکر درباره جهان آفرینش پرداخت سپس به سبلان (ساوالان) رفت و در آنجا در 30 سالگی پیام آورد.

مورخاني چون زكرياي قزويني ، حمدالله مستوفي ، پور داود و ويليامز جكسون معتقدند كه زرتشت از اروميه و يا شيز به ساوالان رفته و در آنجا به تبليغ پرداخته و كتاب اوستاي خود را نيز درهمانجا پديد آورده است.از اينرو پورداود اين كوه را "طور سيناي" زرتشتيان مي خواند."ابوريحان بيروني" كه با آثار دوران ساساني ، هند ، روم و يونان قديم آشنايي داشته مي نويسد : زرتشت پسر سفيد توماني [ سپيتامه ] آذرباجاني است از اهالي روستاهاي مغان و از اعيان و اشراف آنجاست. "ابن اثير" مورخ دوران اسلامي نيز معتقد است كه ظهور زرتشت ابتدا در آذرباجان بوده و اين حوادث 700 سال قبل از ميلاد مسيح (ع) بوده است. آكادميسين"و.و استرووه" در اثر خود تحت عنوان وطن زرتشتيگري مي نويسد" لازم است چنين منبعي را در دين آذربايجان جستجو كرد چنان كه معلوم است حتي در زمان حاكميت دوران ساساني كه زرتشتيگري را به عنوان آيين رسمي كشور اعلان كرد ، آتشكده اصلي در پايتخت آتروپاتن (آذربايجان) قرار داشته است".

از طرف ديگرپژوهشگراني چون ارانسكي معتقدند كه زرتشت در اوايل هزاره اول قبل از ميلاد نه در آذربايجان بلكه در آسياي ميانه و در بلخ و خوارزم ظهور و احتمالاً اوستا را نيز به زبان فارسي باستان تدوين كرده است . چرا كه به زعم آنان در اوايل هزاره اول قبل از ميلاد در آذربايجان و به طور كلي در غرب ايران اقوام هند و اروپايي حضور نداشتند وبراي پديد آوردن اوستا به لحاظ لساني در آنجا شرايط و زمينه هاي لازم موجو نبود ، حال آنكه بايد گفت در آسياي ميانه بسيار پيش از اين دوران اقوام هند و اروپايي سكونت داشتند. اقوام هند و اروپايي نه در آن زمان و نه پس از آن هرگز در آذربايجان ساكنان اصلي نبوده اند و اين محققان اين مطلب را ناديده مي گيرند كه " گاثا "ها كه قديمي ترين بخش اوستا هستند از سوي شخص زرتشت و به زبان خود وي يعني به زبان التصاقي اهالي آذربايجان آن عهد سروده شده نه به زبان پارسي باستان. دانشمند تاريخ نگار "بلنتيسكي" نيز مي گويد اولاً در هيچكدام از حفاريهاي باستان شناسي در آسياي ميانه اثري كه بازمانده آتشگاهي باشد كشف نشده و ثانياً در زبان و تاريخ و ادبيات آسياي ميانه نيز هيچ اشاره اي به آيين زرتشت وجود ندارد.

آيين زرتشت نشات يافته از آيين ها و اديان موجود در پادشاهيها و امارات كوچك آذربايجان باستان بود وآيين ها و اديان مزبور از اعتقادات شامانيستي ( نوعي بت پرستي) همين اقوام و قبائل نشات مي يافت مثلاً احترام به سگ كه از خصوصيات اوستاست ، رسمي است كه در ميان اقوام كاسپي ( مناطق جنوب غربي در ياي خزر) و آلباني (آذربايجان شمالي) رايج بوده است و اين رسم كه جنازه را پيش پرندگان افكنند از زمان باستان در ميان كاسپيان رواج داشته است.

متن اوستا مويد آنست كه بخش مهمي از حوادث مورد اشاره آن در قلمرو چيچست (درياچه اروميه) و درياي "فراخ كرت" يعني جغرافياي آذرباجان كنوني رخ داده است. از آنجا كه قرآن مجيد در عربستان و ميان اعراب و براي آنان نازل شده و به جز عربي به زبان ديگري نمي توانست باشد .زيرا اگر به زبان ديگري بود مردم آن را در نمي يافتند و در نتيجه ايمان نمي آوردند و اين مسئله در قرآن در آيه هاي 199 و 200 سوره "الشعرا" و آيه ششم سوره "الشوري" به كرات قيد شده است. بنابراين با توجه به اينكه بخش مهمي از حوادث مورد اشاره در اوستا در اراضي آذرباجان و همدان باستان روي داده ، مي توان گفت كه زرتشت آذربايجاني بوده و گاثاها نيز از سوي او خطاب به اهالي ماننا- ماد و براي هدايت و دعوت آنان به راه راست و سعادت سروده شده و لذا ممكن نبود كه جز زبان التصاقي اهالي ماننا - ماد به زبان ديگري باشد وگرنه مردم آن را نمي يافتند و به آن ايمان نمي آوردند.