سایت اختصاصی بهنام رضاقلی‌زاده

این وبلاگ در مورد مدیریت رسانه و علوم ارتباطات می باشد
 
وظایف مدیریت رسانه در ارتباط با مخاطبان
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٩ : توسط : بهنام رضاقلی زاده

برای داشتن مخاطبانی هدفمند مدیریت رسانه باید سیاستی مشخص را تعقیب کند تا بتواند با ارائه موضوعات مکمل در قالبهای متعدد ، موضوعات مختلف را در مخاطبان درونی کند. زمانی که اطلاعات به صورت آشفته و متضاد پخش شود تاثیر نامطلوب و معکوسی خواهد داشت. ما در جامعه با مخاطبانی مواجه هستیم که با بحران روحی و شخصیتی رو به رو هستند که مراحل اجتماعی شدنشان به صورتی یکنواخت انجام نشده ، در منزل و مدرسه ، در دانشگاه ، کوچه و خیابان با آموزشهایی ناهماهنگ مواجه هستند.

رسانه ها باید پخش برنامه های سرگرم کننده و شادی بخش را افزایش دهند تا آشفتگی ، افسردگی و اضطراب روانی را که در بین اقشار مختلف جامعه وجود دارد کاهش دهند . زیرا جامعه ای که شادتر باشد سالم تر است و خشونت کمتری در آن جامعه مشاهده می شود چنین جامعه ای است که در راه توسعه گام بر می دارد . یک جامعه شاد و پر تحرک وقتی که با مشکل رو به رو می شود می تواند بحران را به خوبی پشت سر بگذارد ولی اگر مردمان جامعه افسرده و غمگین باشند ظرفیت تحمل مصائب و مشکلات را نخواهند داشت.

مدیران رسانه باید مخاطبان کارشتناس را شناسایی کنند و از آنها بخواهند که برنامه ها را نقد کنند و بر این اساس اصلاحات لازم را انجام دهند البته منظور از کارشناسی این نیست که عده ای به قیچی کردن و چسباندن برنامه ها مشغول شوند بلکه باید مدیران و نیرو های رسانه توجیه شوند که سیاستگذاریهای رسانه چیست و چه پیامهایی می خواهد منتقل شود بعداً از این کارشناسان و متخصصان بخواهند برنامه ها را دیده و نظر خویش را ارائه دهند.

آموزش مخاطبان از کارکردهای دیگر رسانه می باشد . یک مدیر رسانه باید این مسئله را جدی تلقی کند. باید از طریق آموزش مخاطبان این ذهنیت را در آنان به گونه ای درونی کند که از برنامه های نامناسب استفتده نکنند . یکی از راههای برخورد با برنامه هایی که از ایستگاههای مختلف پخش می شود و منافی با اخلاق ، سنت و مذهب ماست ، آموزش است.


 
وظايف مديريت رسانه (قسمت دوم)
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢۱ : توسط : بهنام رضاقلی زاده
  •  مدیر رسانه باید فرصتها و تهدید ها را شناسایی کند و نقاط ضعف و قوت سازمان را تشخیص دهد و در نهایت بین فرصتها و تهدید ها  و ضعف و توانا ییهای موجود نوعی انطباق به وجود آورد . به تعبیر دیگر مدیریت هوشمند رسان باید مبانی فرهنگی ، خواسته ها و نیاز های شهروندان خود را خوب تشخیص دهد و بعد به گونه ای برنامه ریزی و برنامه سازی کند که به صورت غیر مستقیم تغییرات مورد نظر محقق شوند.

  •   اگر یک مدیر رسانه دچار جبر گرایی فن آورانه نشده باشد باید برای اداره یک رسانه از " مهندسی اجتماعی " استفاده کند. مهندسی اجتماعی در سه مرحله انجام می شود که عبارتند از : ابتدا طراحی می کند بعد برنامه ریزی و نهایتاً سازماندهی. ولی اگر چنین مدیری معتقد به جبر فن آوری باشد در این شرایط مخاطبان باید به آن حد از شعور و آگاهی برسند که خود را با فرهنگی که می آید همسان کنند.

  •    مدیر رسانه باید فردی نو آور باشد و به اقدامات مبتکرانه دست بزند. نوآوری به این معنا نیست که هر هفته و هر ماه برنامه ای جدید درست کند بلکه به این معناست که رسانه با در نظر گرفتن کلیه عوامل و شاخص ها ، جاذبه هایی جدید به وجود آورد و طرحی نو ایجاد کند و باز خورد آن را نیز ببیند. مدیری که خلاقیت دارد می تواند محیط نامساعد را به محیطی مطلوب و مساعد تبدیل کند و این یعنی دگرگونی و تحول لازمه مدیریت کارا و اثر بخش است.

  •    مدیریت رسانه باید با ورود تکنولوژی جدید به جامعه ، زمینه فرهنگی آن را نیز فراهم کند و فرهنگ عمومی جامعه را با فرهنگ فن آوریهای جدید منطبق سازد وگرنه با تاخر فرهنگی روبه رو می شویم که باعث ایجاد تضادها و صدمات جبران نا پذیری می شود. بنابراین چنین مدیری باید با تحولات و فرایند ها چه از نظر سخت افزاری و چه از نظر نرم افزاری تعامل داشته باشد.

  •  از آنجائیکه امروزه اقتصاد جهانی ، اقتصاد اطلاعات است و ارتباط تنگاتنگی با رسانه ها دارد و با توجه به اینکه کیفیت بهره برداری و توان رقابت از فرایند های مسلط اقتصاد جهانی است بنابراین مدیران رسانه باید برنامه را به موقع تولید و ارائه کنند و خود را در پیچ و خم دیوان سالاری گرفتار نسازند ، باید اطلاعات را به روز کنند تا توجه به برنامه ها برای مخاطب به صورت یک عادت در آید.


 
وظايف مديريت رسانه
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٥ : توسط : بهنام رضاقلی زاده
  • مدیران رسانه باید تلاش کنند که با کمترین منابع بیشترین بهره وری را بدست آورند تا بتوانند اهداف و آرمانهای سازمانی را تحقق بخشند . برای مثال مدیران شبکه الجزیره با ۴۰۰ نفر کارمند و پرسنل رسانه ای را اداره می کنند که نه تنها در عرصه بین المللی تاثیر گذار است بلکه رقیبی جدی برای رسانه های معتبر بین المللی مثل CNN نیز به شمار میرود.
  • مدیریت رسانه باید با اتکا به شناخت خود اولویتها را استخراج کنند ، نیازها را بشناسند و بر این اساس برنامه ریزی کرده و تصمیم گیری کند.
  • مدیر رسانه باید سیاستگذاری درازمدت و هدفمند همراه با برنامه ریزی داشته باشد و متناسب با اهداف مورد نیاز ابزار و لوازم ، بودجه و فن آوری لازم را به خدمت بگیرد. این سیاستگذاری باید با تمام اهداف کلان اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و حقوقی جامعه همسو بوده و سطحی نباشد و همسو با نیازهایی که در جامعه مطرح است تدوین گردد. برای رسیدن به این اهداف باید تحقیق و نظر سنجی صورت گیرد و بر این اساس بین نیازهای مخاطبان و مصلحت گرایی رابطه متقابلی برقرار گردد که آیا پخش برنامه ها بر طبق مطالبات و نیازهای مخاطبان انجام شود یا نه. زیرا ممکن است مخاطبان خواسته هایی داشته باشند که با سیاستگذاریها و منافع کلان منافات داشته باشد بنابراین برای ایجاد چنین رابطه متعاملی به کارشناسان و متخصصانی نیاز است که در زمینه های مختلفی تخصص دارند و با سیاستگذاریهای ملی و بین المللی آشنایی داشته و دیدی همه جانبه به امور و مسایل دارند.
  • مدیر رسانه باید به مطالعات انتقادی و مطالعات آسیب شناسی اهمیت دهد. علمی کار کردن ، بها دادن به دانش و تحقیق ، جدی گرفتن اندیشمندان و کارشناسان و فرصت دادن به آنها از وظایف مدیرا ن رسانه است.
  • مدیر رسانه باید روحیه انتقادی و مشارکت داشته باشد. انتقاد باعث می شود که یک مدیر به نقاط ضعف و قوت خود پی ببرد و در جهت اصلاح امور گامهای نوینی بردارد نه اینکه این تصور را در وجود خود نهادینه کند که هر کسی از من انتقاد کند او بر علیه من است.      ادامه دارد